توسعه پایدار چیست؟ متداول ترین تعریف از توسعه پایدار، تعریفی است که کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه ارائه کرده است.

این کمیسیون توسعه پایدار را بصورت "توسعهای که احتیاجات نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانایی نسلهای آتی در تأمین نیازهای خود، برآورده می نماید" تعریف کرده است.بر مبنای این تعریف، قبل از اینکه هر جامعه ای بتواند به پایداری برسد، باید عدالت بین نسلها و درون نسلها را تأمین کند. توسعه اجتماعی و اقتصادی باید به گونه ای تحقق پذیرد که در هر زمان که بر نسلهای آینده هزینه ای تحمیل می شود، اثرات فعالیت های اقتصادی را به حداقل رساند. زمانی که فعالیت ‎‎های حیاتی و ضروری فعلی هزینه هایی را بر آیندگان تحمیل نمایند (مثلاً حفاری کانی های غیر قابل تجدید نظیر معادن) خسارات وارده به طور کامل باید جبران گردد. به عبارت دیگر، توسعه پایدار باید با تأکید خاص بر رفاه افراد فقیر، امکان بهبود استاندارد زندگی مردم را فراهم کند، در عین حال از وارد آمدن خسارات غیرقابل جبران بر آیندگان ممانعت نماید.تعریفی که بانک جهانی در سال 1991 از توسعه ارائه داده است به این صورت است: "توسعه بسط طیف امکانات انسان هاست که شامل دسترسی به حق اشتغال، درآمد، تحصیل، بهداشت و محیط زیست می باشد". توسعه پایدار با مفهوم سنتی توسعه که اصولاً بر محور رشد اقتصادی دور می زند تفاوت های اساسی دارد.


شرایط توسعه پایدارتعیین شرایط ضروری و مناسب برای نیل به توسعه پایدار وظیفه ای دشوارتر است. سوال این است که چگونه می ‏توان خساراتی را که ممکن است در اثر فعالیت های فعلی بر آیندگان وارد می ‏شود جبران کرد؟ در پاسخ می‏ توان گفت که از طریق انتقال میراث ‏های سرمایه‏ ای می ‏توان آن را جبران کرد منظور این است که نسل حاضر باید اندوخته‏ های سرمایه ‏ای کافی و نه کمتر از آنچه که در حال حاضر دارد را برای آیندگان باقی گذارد سرمایه‏ های منتقل شده، امکان ایجاد رفاه از طریق تولید کالا و خدماتی که رفاه بشری به آنها وابسته اند را به وجود آورند. این اندوخته های سرمایه ای شامل زیر ساختهای اقتصادی نظیر راه ‌ها، بنادر، کارخانجات و ... باشد.

مفهوم توسعه پایدار در بعد خرد محیط زیست دستاوردهای زیادی را در سطح پروژه‌ ها به دست آورده است. ابزارهای جدید نظیر " ارزیابی پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی" نشان می دهد که فعالیت‌ های اقتصادی تا چه حد محیط ‌زیست را تحت تأثیر قرار می دهد. توسعه ‌پایدار در بعد خرد فقط به تجزیه و تحلیل پروژه ها بسنده می‌ کند. این روش‌ ها این واقعیت را نشان می ‌دهند که محیط ‌زیست به ‌عنوان انبار مواد زاید و همین ‌طور منبعی برای تولید است و در عین حال شناخت بیشتری نسبت به ارزش زیبایی ‌شناسی طبیعت و منابع آن به ‌دست می دهد. از سوی دیگر این شناخت را نیز می ‌دهد که اقتصاد بد به معنی داشتن محیط‌ زیست بد است. این تصور که سیستم اقتصادی حاضر درست است و فقط نیاز به تنظیم خوب دارد و می توان شرایط موجود را ادامه داد ولی به نحوه بهتر، فلسفه ای است که مسئله کلیدی توسعه پایدار یعنی بعد کلان را در نظر ندارد.

مفهوم توسعه پایدار در بعد کلان توسعه پایدار، فقط محدود به اقتصاد خرد و تجزیه و تحلیل پروژه ها نیست توسعه پایدار باید بر چشم انداز گسترده تری یعنی اقتصاد کلان و تجزیه سیاست ها متمرکز گردد.استراتژی جهانی حفاظت از طبیعت برای تضمین توسعه پایدار، نه تنها تلفیق اطلاعات اکولوژیکی و زیست محیطی (اصول حفاظت) را با توسعه در سطح پروژه ها کافی نمی داند، بلکه معتقد است که اشاعه فایده مندی و اهمیت ملاحظات زیست‌ محیطی در توسعه اگر زیانبار نباشد، در نهایت بی خاصیت است. به ‌عبارت دیگر در این تلقی، حفاظت و توسعه دو مقوله جدا به‌ حساب می آیند که ضرورت تلفیق آنها در تمامی فرایند توسعه مطرح نیست. در حالی که لازمه تداوم توسعه آن است که، عوامل اکولوژیک و ملاحظات زیست محیطی در سطح سیاستگذاری ها جایگاهی برای خود داشته باشند. لذا از این طریق، هدف‌ های مقطعی که اجباراً سازمان ‌ها را به ‌سمت بهره برداری صرف از منابع می ‌کشاند، عرصه عمل محدودی پیدا کرده و تعادل بین بهره برداری و بهبود کیفی منابع در روند توسعه امکان پذیر می گردد. توسعه پایدار بعد جدیدی را در پیش روی جوامع قرار داده است بدین ترتیب که به جای این که بر جریان گردش درآمد اتکاء داشته باشد برچیدگی یک جریان خطی، در مورد منابع طبیعی، یعنی کاهش و تخریب منابع طبیعی در اثر بهره برداری انسان تکیه دارد. با تعدیل این جریان خطی، می توان راه درازی را با تضمین موجودیت منابع طبیعی برای آینده طی کرد. برای حل مشکلات موجود بیشتر اقتصاد دانان زیست ‌محیطی هشدار می دهند که جامعه نیاز به یک معیار اخلاقی برای کمک به چگونگی درآمد اقتصادی دارد، همان‌طور که برای تضمین حدود مناسب مقیاس رشد اقتصادی، به معیارهای اکولوژیکی احتیاج است.

مؤلفه های توسعه پایداروضعیت فعلی جهان را طیف گسترده ای از بحرانهای زیست محیطی تهدید می کند. تنزل کیفیت خاک، آب و منابع دریایی که تأثیر اصلی در تولید غذا دارند. سوراخ شدن لایه ازن، تغییرات جهانی آب و هوا و از بین رفتن گوناگونی حیات از جمله این تهدیدات به شمار می روند. اگر بشر خواهان آن است که در دهه های آینده در جهانی زندگی کند که از نظر زیست محیطی ایمن باشد (مخاطرات زیست محیطی آن را تهدید نکند)، از نظر اقتصادی موفق باشد و شاخص آن پیشرفت صلح، آزادی و سعادت بشر باشد، بنابراین باید تولید کنونی را داشته باشد و عواملی را که مشکلات این تولید را تشدید می کنند از بین ببرد. یکی از این عوامل، رشد جمعیت است که از سال 1950 تا سال 2000 دو برابر شده است و انتظار می رود که تا نیمه قرن حاضر نیز دو برابر شود و این در حالی است که اگر تمام مردم کره زمین تلاشی را برای بهبود زندگی در سطح جهان آغاز کنند، فعالیت های اقتصادی جهان رشدی در حدود 3 درصد در سال خواهد داشت و اگر روند افزایش رشد جمعیت با همین نرخ ادامه داشته باشد باید در سال 2050 میلادی، اقتصاد 5 برابر وضعیت فعلی شود تا بتواند پاسخگوی نیازهای جمعیت آن زمان باشد.وجود چنین رشدی در جمعیت و به طبع آن فعالیت های اقتصادی مربوطه باعث وارد آمدن فشار فزایندهای بر روی منابع و سیستم های طبیعی- از مزارع گرفته تا اتمسفر جهانی- می شود. برای پاسخگویی به افزایش روزافزون جمعیت نیازمند آنیم که تولید را بالا ببریم (رشد اقتصادی) افزایش تولید نیازمند استفاده بیشتر از منابع موجود می باشد که شامل آب، خاک، منابع تجدید ناپذیر (فسیلی) و تجدیدپذیر (نظیر جنگلها) می شود. استفاده بیشتر و خارج از توان منابع موجود باعث تسریع در کاهش راندمان این منابع نظیر کاهش راندمان خاک، فرسایش خاک، استفاده بیشتر از انرژی و آلوده نمودن آنها نظیر آلودگی آب، خاک، هوا و ... می شود. با تخریب محیط زیست و از بین رفتن منابع موجود، نیاز اصلی هنوز پا برجاست و آن پاسخگویی به نیازهای جمعیت در حال افزایش است. در چنین شرایطی مجبور خواهیم بود که فشار بیشتری بر منابع موجود بیاوریم تا بتوانیم نیازهای جمعیتی را پاسخگو باشیم که این خود باعث اثرات جبران ناپذیری بر محیط زیست و در نتیجه منافع آیندگان خواهد بود. توسعه پایدار در چهار بعد (چهار مؤلفه) مطرح می باشد. به عبارت دیگر می توان گفت که عناصر (المانهای) توسعه پایدار چهار عنصر می باشد که عبارتند از :بعد اقتصادی، بعد انسانی، بعد تکنولوژیکی و بعد زیست محیطی.

بعد اقتصادی توسعه پایدار: در کشورهای فقیر به معنای تعهد به استفاده بهینه از منابع موجود برای بهبود سطح استاندارد زندگی است. این تعهد بدین صورت تجلی پیدا می کند که بتوان ارتباط سه گانه بین تخریب محیط زیست، فقر و رشد اقتصادی را که هر یک تشدید کننده دیگری است متوقف نمود و این ارتباط را از بین برد. مطلبی اشاره دارد به این که یکی از ابزارهای بهبود سطح زندگی مردم و از بین بردن فقر آن است که منابع موجود بطور یکسان بین تمام مردم تقسیم شود (راههای دسترسی به آن یکسان باشد). البته منظور در اینجا از مردم کشورهای فقیر و غنی می باشد.

بعد انسانی توسعه پایدار: در بعد انسانی به معنای پیشرفت اساسی در تثبیت نرخ افزایش جمعیت است. کاملاً واضح است که رشد فعلی جمعیت نه تنها در آینده امکانپذیر نیست- بدلیل محدودیت در منابع- بلکه این نرخ رشد فشار فزایندهای را بر منابع وارد ساخته و دولتها را در ارائه خدمات دچار مشکل می کند. در این بعد می توان به عوامل دیگری نظیر بهبود توزیع جمعیت در مناطق مختلف نیز اشاره نمود- چرا که توزیع نا متوازن جمعیت می تواند فشاری بیش از حد تحمل محیط زیست بر آن وارد کند.

بعد تکنولوژیکی توسعه پایدار: در بعد تکنولوژیکی به معنای حرکت به سمت استفاده بهینه از انرژی منابع طبیعی و استفاده از تکنولوژی های پاک و با راندمان بالا (تا حد آلودگی صفر) می باشد. همچنین توسعه پایدار در این بخش به معنای تسریع در بهبود تکنولوژی های موجود با ابزار بهبود قوانین و بهبود در انجام آنهاست. این بعد از آن جهت حائز اهمیت است که برقرار کننده ارتباط بین هر چهار بعد اقتصادی، انسانی، زیست محیطی و تکنولوژیکی است.

بعد زیست محیطی توسعه پایدار: در بعد زیست محیطی به معنای استفاده کارآمدتر از زمین ها، منابع آب و حفاظت از منابع طبیعی که مورد نیاز انسان برای تولید غذا و استفاده سوختی از آن است به منظور پاسخگویی به افزایش روزافزون جمعیت کره زمین است.

محدودیت های موجود ما: برای آنکه بتوانیم به هر چهار بعد از ابعاد توسعه پایدار برسیم و در واقع این چهار بعد را در توسعه پایدار خود مد نظر قرار دهیم با یک سری محدودیت ها مواجه هستیم. این محدودیت ها عبارتند از :

بعد توسعه پایدار

محدودیت موجود

اقتصادی

محدودیت سرمایه گذاری

تکنولوژیکی

محدودیت های تکنولوژیکی که ارتباط نزدیک با محدودیت های سرمایه گذاری دارد

انسانی

محدودیت های انسانی نظیر نیروهای کارآمد و آموزش دیده

زیست محیطی

محدودیت های زیست محیطی نظیر کمبود منابع

حال سؤال این است که چگونه می توان هم به توسعه پایدار در ابعاد ذکر شده دست یافت و هم به طریقی بر محدودیت های ذکر شده فائق آمد. جواب این سؤال این است که ما برای آنکه بتوانیم در هر یک از ابعاد گفته شده دستآوردهای مطلوبی داشته باشیم آن است که بتوانیم از منابع و امکانات موجود به نحو احسن استفاده کنیم. به عبارت دیگر بتوانیم منابع و امکانات موجود را مدیریت[1] کنیم و راندمان آنها را بالا ببریم. بطور مثال در مواجهه با محدودیت های سرمایه گذاری که به علت کمبود منابع مالی و طبیعی رخ می دهد می توان با ابزارهایی نظیر مدیریت مصرف، مدیریت تقاضا (در بخش انرژی)- مدیریت مصرف به معنای پیش بینی میزان مصرف جامعه و نهادینه کردن الگوهای صحیح مصرف در جامعه و مدیریت تقاضا به معنای پیش بینی میزان تقاضا در جامعه برای دوره های آتی و استفاده از منابع امکانات موجود برای پاسخگویی به آن بدون فشار وارد شدن به منابع اساسی- ساز و کارهای مناسب را برای بهره برداری بهینه از منابع موجود پیدا نموده و از سرمایه گذاری های جدید که خود فشار مجدد بر محیط زیست وارد می کند اجتناب نمود. در زمینه محدودیت های زیست محیطی نیز می توان از ابزار مدیریت زیست محیطی استفاده نمود. مطلبی که در این نوشتار مدنظر می باشد. پس بطور خلاصه می توان مطالب مطرح شده را بصورت زیر منظم نمود.

بعد توسعه پایدار

محدودیت موجود

ابزارهای پیشنهادی برای مدیریت نمودن امور با توجه به محدودیت ها

اقتصادی

محدودیت سرمایه گذاری

مدیریت سرمایه گذاری

انسانی

محدودیت های منابع انسانی کارآمد

مدیریت منابع انسانی

تکنولوژیکی

محدودیت های تکنولوژیکی

مدیریت تکنولوژیکی

زیست محیطی

محدودیت های زیست محیطی

مدیریت زیست محیطی (ایزو 14000)


[1] - Manage